یه روز تو دفتر پرهیاهوی هلدینگ آگهسازان تو تهران، وقتی دور میز پر از یادداشت و قهوه نشسته بودیم و درباره منکس و اپ «با من» حرف میزدیم، حس کردم قراره از صفر یه برند باحال بسازم. «با من» یه اپلیکیشن نسل سوم باشگاه مشتریان بود، با یه سیستم امتیاز به اسم منکس. کاربرا با کارت های بانکی، عمدتاً بانک سامان، از فروشگاههای طرف قرارداد خرید میکردن و منکس میگرفتن تا خرج کنن یا بعداً نقدش کنن. من بهعنوان استراتژیست دیجیتال مارکتینگ، و بعداً مدیر دیجیتال مارکتینگ، اومدم که این پروژه رو از صفر مارکتینگ ببرم بالا. دفتر پر از ایده بود، و تو دلم گفتم: این قراره بترکونه. این قصه منه، داستان ساختن یه برند حسابی با کمپینهای جذاب.
شروع با اینفلوئنسرها
مارکتینگ «با من» وقتی اومدم، صفر صفر بود. باید کاربر جذب میکردیم، ولی از کجا؟ اول یه کمپین اینفلوئنسری کوچیک با موبونیوز و مهدی شجری راه انداختیم، بعد با اهورا نیازی ادامه دادیم. پستای باحال اینفلوئنسرها کاربرا رو کنجکاو کرد که اپ رو نصب کنن. تو یه مدت کوتاه، هزار تا کاربر جدید اومدن، کارتشونو ثبت کردن، و خرید کردن. این قدم اول بود، ولی میدونستم برای بیزینسی مثل «با من» باید راههای بزرگتری بریم.

کمپینهای B2B و همکاری
جذب کاربر فقط با اینفلوئنسر سخت بود. برای همین رفتیم سراغ همکاری با کسبوکارهای دیگه. یه کمپین B2B با جانبو راه انداختیم، بعد با افق کوروش. تو این کمپینها، فروشگاههای طرف قرارداد رو تبلیغ کردیم و کاربرا رو تشویق کردیم با کارت سامان خرید کنن تا منکس بگیرن. این همکاریها یه عالمه کاربر جدید آورد و برند «با من» رو به آدمای بیشتری نشون داد. حس میکردم داریم یه شبکه بزرگ از کاربرا و فروشگاهها میسازیم.
بامن در شب آهنگی، یه اسپانسرشیپ بامزه
برای اینکه «بامن» حسابی دیده بشه، رفتیم سراغ اسپانسری. تو برنامه «شب آهنگی» با حامد آهنگی، ده قسمت اسپانسر شدیم. سناریوهای بامزه نوشتیم، جایزههای جذاب دادیم، و روشهای خلاقانه برای تبلیغ اپ چیدیم. هر قسمت که پخش میشد، کاربرا بیشتر با «با من» آشنا میشدن. این اسپانسری مثل یه موشک عمل کرد و اسم «با من» تو خونهها پیچید، و نصب اپ حسابی بالا رفت.

اینتگریشن با ۷۲۴ و جهش چندین برابری اکتیو یوزرها
بزرگترین قدممون اینتگریشن با اپ ۷۲۴ بود. این کار باعث شد هر کی کارت سامان داره، بهراحتی بتونه از خدمات «با من» استفاده کنه. یه عالمه کاربر جدید از ۷۲۴ اومدن سمت اپ ما، و پایگاه کاربریمون غوغا کرد. با کمپینهای تبلیغاتی که بعدش راه انداختیم، کاربرا رو نگه داشتیم و باهاشون تعامل کردیم. این حرکت تعداد کاربران فعال رو چندین برابر کرد و «با من» رو به یه اسم آشنا تبدیل کرد.
تسخیر بیلبوردها با برند بامن
تو یه سالی که اونجا بودم، «بامن» از یه اپ ناشناخته به یه برند معروف رسید. مردم لوگوی «با من» رو روی بیلبوردها، تو برنامههای تلویزیونی، و توی فروشگاهها میدیدن. با کمپینهای خلاقانه و استراتژیهای حسابی، برند جایگاه خودشو پیدا کرد. کاربرا با منکس خرید میکردن، فروشگاهها شلوغتر شدن، و درآمد اپ حسابی بالا رفت. حس میکردم داریم یه امپراتوری دیجیتال میسازیم.
یه تجربه پرشور
کار روی «بامن» مثل یه ماجراجویی بود. از جلسات پرایده تو دفتر آگهسازان تا دیدن لوگوی اپ روی بیلبوردها، هر لحظهش پر از چالش و هیجان بود. حمایت هلدینگ آگهسازان، با زیرمجموعههایی مثل فیلمنت و ایرانتیک، بهمون پر و بال داد. «با من» بهم یاد داد که با یه استراتژی خوب، تیم قوی، و کلی خلاقیت، میشه از صفر یه برند ساخت که همه بشناسنش.
حالا نوبت توئه
تو کی یه پروژه صفر صفر رو به اوج بردی؟ قصهتو برام تعریف کن.