تجربه همکاری من با سیکس توفیت ، فقط یک پروژه نبود؛ در واقع، تمرینی بود برای ساختن ستونهای یک برند، در دل دنیایی که پرسونال برند حرف اول رو میزنه.
در ابتدا Six2Fit بر پایهی هویت یک فرد بنا شده بود؛ پرسونال برند قدرتمندی که به واسطهی دانش و اعتبار شخصی، تونسته بود مشتریهای بینالمللی زیادی جذب کنه. اما هدف ما، چیزی فراتر از این بود:
انتقال از برند شخصی به برند سازمانی. و این، یکی از سختترین و در عین حال پُرچالشترین مسیرهای برندینگ محسوب میشه.
از برند فردی به ساختار فروش مستقل
اولین مرحله در این مسیر، بازتعریف ساختار فروش بود. لازمهاش هم، ایجاد یک سایت با هویت مستقل برند، و البته ساختن ساختاری بود که بدون تکیه بر تیم فروش سنتی هم بتونه درآمد پایدار تولید کنه.

ما با برنامهریزی دقیق، سعی کردیم سیستمی طراحی کنیم که مخاطب، از اولین لمس با برند تا لحظه خرید، تمام مسیر رو بدون دخالت انسانی طی کنه. این یعنی اتومیشن کامل، تجربه کاربری دقیق، و مسیری بهینهشده برای تبدیل بازدیدکننده به مشتری.
زیرساخت دیتادر سیکس توفیت؛ پرفورمنس بدون حدس و گمان
یکی از اهداف کلیدی پروژه، ساختن یک زیرساخت آنالیز دیتا بود. ما فقط دنبال عدد نبودیم؛ دنبال درک عمیق از رفتار کاربر، نرخ ریزش، اثربخشی صفحات لندینگ، و بازگشت سرمایه هر کمپین بودیم.
برای این کار، تصمیم گرفتیم از Zoho به عنوان هستهی سیستم اتومیشن مارکتینگ و CRM استفاده کنیم. تجربهای کاملاً جدید بود، ولی با اتصال دقیق Zoho به سیستم فروش، تونستیم پروفایل دقیق کاربران رو بسازیم و به ازای هر کلیک، رفتار قابل تحلیلی داشته باشیم.
فروش دلاری و کمپینهای بینالمللی
نکتهای که این پروژه رو خاصتر میکرد، این بود که عمده درآمد مجموعه به صورت دلاری بود. پس فروش از طریق Meta Ads (تبلیغات فیسبوک و اینستاگرام) باید به دقیقترین شکل ممکن پیادهسازی میشد.

از ساخت ساختار کمپین گرفته تا طراحی کرِیتیوهای A/B و پیادهسازی دقیق event trackingها، تمام کارها باید با هدف بهینهسازی هر دلار انجام میشد. نتیجه؟ دستیابی به CPL رقابتی، و بازگشت سرمایه بالاتر از حد انتظار.
Six2Fit برای من فقط یک پروژه نبود. فرصتی بود برای ساختن چیزی که از فرد فراتر بره، ساختن یک برند مستقل، مقیاسپذیر، و بر پایهی داده.