یه روز تو عطاری آندیا مارکت، وقتی داشتم از زعفرون و ادویهها عکس میگرفتم و استوری اینستا رو آماده میکردم، حس کردم دارم یه بازار رنگارنگ رو به همه نشون میدم. آندیا مارکت یه مجموعه سوپرمارکت زنجیرهای تو مناطق شیک تهران بود که یه عطاری باحال داشت. من پیج اینستاگرام عطاریشون رو گرفتم و صفر تا صد محتواشو ساختم از عکاسی و پست تا استوری. تو ۵-۶ ماه، پیج رو به ۷-۸ هزار فالوور ارگانیک رسوندم و فروششون از اینستا حسابی بالا رفت. این قصه منه، داستان یه ماجراجویی جذاب تو دنیای سوشال مدیا با آندیا مارکت.
دینای رنگارنگ عطاری
همهچیز از عشقم به خلق محتوا شروع شد. وقتی با آندیا مارکت آشنا شدم، عطاریشون برام مثل یه گنج بود پر از ادویههای خوشبو، گیاهان دارویی، و رنگای زنده. گفتم اینا باید تو اینستا بترکونن! پیج اینستاگرامشون رو گرفتم و تصمیم گرفتم خودم همه کاراشو بکنم. حس میکردم قراره یه ویترین دیجیتال باحال برای عطاری بسازم که همه عاشقش بشن.
عکاسیهای خوردنی و هوس انگیز
هر روز میرفتم عطاری، دوربین و گوشیمو برمیداشتم، و از محصولات عکس میگرفتم. از شیشههای پر از هل و دارچین تا بستههای زرشک و زعفرون، همهچیز رو طوری عکاسی میکردم که انگار دارن با آدم حرف میزنن. نور، زاویه، و رنگا رو جوری تنظیم میکردم که عکسا تر و تمیز و اشتهابرانگیز بشن. این عکسا شدن قلب محتوا هر کدوم یه داستان از عطاری آندیا مارکت رو تعریف میکرد.
پست و استوریهای غوغایی عطاری آندیا مارکت
تولید محتوا فقط عکاسی نبود. برای پستها، کپشنهای جذاب و ساده مینوشتم که فالوورا رو بکشه سمت خرید. مثلاً درباره خواص زعفرون یا طرز تهیه یه دمنوش میگفتم. استوریا رو پر از حس و حال میکردم یه روز طرز استفاده از گیاه دارویی، یه روز تخفیف ویژه. هر روز بدون وقفه پست و استوری میذاشتم. حس میکردم دارم یه بازارچه آنلاین زنده میچرخونم که همیشه شلوغه.
تو ۶ ماه اینستاگرام ۸ هزارتایی شد!
تو ۵-۶ ماه، پیج از صفر به ۷-۸ هزار فالوور ارگانیک رسید. همهچیز ارگانیک بود بدون تبلیغات پولی، فقط با محتوای باحال و استمرار. فالوورا عاشق ادویهها و گیاهان عطاری شدن و خیلیا شروع کردن به سفارش دادن. فروش از اینستا حسابی بالا رفت، چون آدما مستقیم از پیج خرید میکردن. دیدن این رشد مثل این بود که یه باغچه کوچیک رو به یه جنگل سرسبز تبدیل کرده باشم.

فروش عطاری از سوشال مدیا!
قبل از اینستا، فروش عطاری فقط حضوری بود. با پیج، مشتریا از جاهای مختلف تهران سفارش میدادن. محتواها طوری بود که اعتماد مشتریا رو جلب میکرد عکسای واقعی، کپشنای صادقانه، و استوریای صمیمی. این کار فروش رو چند برابر کرد و آندیا مارکت رو به یه اسم آشنا تو اینستا تبدیل کرد. حس میکردم دارم یه پل بین عطاری و خونههای مردم میسازم.
یه ماجراجویی پرشور و باحال
آندیا مارکت برام یه کلاس عملی سوشال مدیا بود. از عکاسی تو عطاری و چیدن استوری تا دیدن ۸ هزار فالوور و فروشای حسابی، هر لحظهش پر از هیجان بود. این پروژه بهم یاد داد که با یه گوشی، یه کم خلاقیت، و کلی پشتکار، میشه یه پیج رو از صفر به اوج برد. هنوزم که به عطر ادویهها فکر میکنم، یاد اون روزای پرشور میافتم و لذت میبرم.
حالا نوبت توئه
تو کی با یه کار خلاقانه تو سوشال مدیا غوغا کردی؟ قصهتو برام تعریف کن.