محمدرضا سلطانی

مدیر مارکتینگ و مشاور عالی کسب و کار

Data-driven marketing is my world

محمدرضا سلطانی

مدیر مارکتینگ و مشاور عالی کسب و کار

Data-driven marketing is my world

محمدرضا سلطانی

مدیر مارکتینگ و مشاور عالی کسب و کار

Data-driven marketing is my world

از ایده تا اجرا! چطور BNPL رو در زرین‌پلاس متولد کردم

اولین روزی که وارد زرین‌پلاس شدم، حس ورود به یه آزمایشگاه خاموش رو داشتم، پُر از پتانسیل‌های خوابیده، اما بدون مسیری روشن برای پیاده‌سازی یه نوآوری بزرگ. پروژه‌ای که بهم سپرده شد؟ پیاده‌سازی BNPL یا همون “الان بخر، بعداً پرداخت کن” بود. نه نقشه‌ای وجود داشت، نه تجربه‌ای قبلی از سمت بیزینس. فقط من بودم، ایده‌ای جاه‌طلبانه و یه تیم که هنوز با این فضا آشنا نبود.

برای من، این پروژه فقط ساخت یه فیچر نبود؛ ساختن ستون جدیدی تو پلتفرم بود. داستانی که با یه سؤال شروع شد: چطور می‌تونیم سازوکاری طراحی کنیم که هم کاربر عاشقش بشه، هم مدل اقتصادی اپلیکیشن رو به هم نریزه؟

BNPL، جرقه‌ای تو تاریکی زرین‌پلاس

زرین‌پلاس یه پلتفرم فین‌تک بود، ولی دنیای BNPL براش کاملاً تازه و مبهم بود. قرار بود کاربر بتونه اعتبار بگیره، فقط داخل اپلیکیشن خرج کنه و بعد هم بدهیشو صاف کنه. همه در یه حلقه بسته و قابل‌کنترل. با تجربه‌ای که از پروژه‌های قبلی داشتم، می‌دونستم پیاده‌سازی این مدل فقط با یه طراحی دقیق ممکنه.

شروع کردم به تعریف ویژن. یه سیستم اعتباردهی که بی‌دردسر، امن و کامل تو اپلیکیشن بچرخه. این ویژن تبدیل شد به قطب‌نمای ما، چیزی که به تیم جهت می‌داد، حتی وقتی مسیر پیچیده می‌شد.

کلوز لوپ: نقطه طلایی طراحی اعتبار

در دل این پروژه، چیزی بود به اسم کلوز لوپ مدلی که تمام گردش اعتبار رو داخل خود اپلیکیشن نگه می‌داشت. از لحظه‌ای که کاربر درخواست اعتبار می‌داد، تا وقتی که خرج می‌کرد و بدهیشو پرداخت می‌کرد، همه چیز باید بی‌نقص و قابل‌پیگیری می‌بود.

همه چی رو به تکه‌های کوچیک تقسیم کردیم: ثبت درخواست، اعتبارسنجی، اختصاص اعتبار، و در نهایت، تسویه. توی جلسات، شبیه کارگردانی بودم که باید تصویری که تو ذهنش داره رو به زبان فنی ترجمه کنه. هر اسپرینت یه گام رو جلو می‌بردیم، و من حواسم بود که تیم مسیر کلی رو گم نکنه.

MVP و اسپرینت‌ها: ساختن با کمترین اما موثرترین ابزار

زیرساختی برای BNPL وجود نداشت، پس باید از صفر می‌ساختیم. استراتژی من این بود که MVP بسازیم یه نسخه حداقلی اما کارامد برای تست و یادگیری. پروژه رو به اسپرینت‌های منظم تقسیم کردم. هر مرحله، تمرکز روی یه بخش: از لایه‌های فنی تا طراحی تجربه کاربری.

با اینکه چالش‌ها زیاد بودن از باگ‌های ریزودرشت گرفته تا هماهنگ‌کردن ذهن‌های خلاق تیم، ولی همه چیز با نظم جلو می‌رفت. جیرا برام شد نقشه راه، و تسک‌ها مثل آجرهایی بودن که ساختمون BNPL رو شکل می‌دادن. MVP که بالا اومد، برای اولین بار می‌شد داخل اپلیکیشن زرین‌پلاس اعتبار گرفت و خرجش کرد.

لانچ: روزی که BNPL نفس کشید

بعد از ماه‌ها کار، رسیدیم به لحظه‌ای که منتظرش بودیم: لانچ MVP. چیزی که شروعش یه ایده خام بود، حالا جلوی چشم‌ کاربرا بود. اون لحظه‌ای که اولین نفر با BNPL خرید کرد، برام مثل زدن اولین کلید یه ساز جدید، صداش زنده بود.

فیدبک‌ها شروع شدن. یه‌سری باگ، یه‌سری نیاز به بهبود. اما همه اینا بخشی از مسیر بودن. بعد از بهینه‌سازی‌ها، لانچ کامل BNPL رو انجام دادیم. حالا این فیچر فقط یه قابلیت نبود؛ یه مسیر درآمدی جدید برای زرین‌پلاس ساخته بود، و جای خودش رو بین کاربران باز کرده بود.

تیمی که آینده رو کد زد

هیچ پروژه‌ای بدون تیم نمی‌تونه زنده بشه. من با یه تیم روبه‌رو بودم که پر از توانایی بودن ولی نیاز به انسجام داشتن. کارم فقط برنامه‌ریزی نبود؛ ایجاد هماهنگی، حل چالش‌ها، و نگه‌داشتن همه روی مسیر درست هم بود. جلسه‌های روزانه، مرور اسپرینت‌ها، رتروها… همش شد بخشی از فرهنگ کاری‌مون. با کمک همین تیم، تونستیم یه سیستم پیچیده رو بسازیم، لانچ کنیم، و پایدار نگه داریم. اونا قلب تپنده BNPL بودن.

چیزی فراتر از یه پروژه

برای من، BNPL فقط یه فیچر نبود. یه تجربه‌ بود از تبدیل یه ایده مبهم به واقعیتی که تو جیب صدها هزار کاربر جا گرفت. زرین‌پلاس شد محل آزمایش، اجرا و یادگیری. امروز، BNPL بخشی از شناسنامه اپه و من به عنوان کسی که اون لحظه صفر رو دیده، می‌دونم چقدر ساختن از صفر ارزشمنده.

اگه تو هم تو سازمانت دست به ساخت چیزی زدی که اولش فقط یه ایده بوده، خوشحال می‌شم تجربه‌ت رو بشنوم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جای خالی را با عدد پر کنید. *محدودیت زمانی مجاز به پایان رسید. لطفا کد امنیتی را دوباره تکمیل کنید.